تبليغاتX
.·´¯`·«تنهايي هميشگي»·´¯`·.

.·´¯`·«تنهايي هميشگي»·´¯`·.

آه اگر آه من، ناله اگر ناله تو، البته آنچه به جایی نرسد فریاد است...

 

و شما می پندارید که آسمان خـــداوند ، همه جا همین یک رنگ است ؛

و چه ابلهانه می پندارید !

مگر شما در زمین یک رنگ بودید تا آسمان همین یک رنگ باشد ... ؟!

به هر کس ، به وسعت دریای دلش ؛ آبی آسمان عطا کردیم ... !

 .

.

.

از لا به لای کاغذ مچاله های خـــــــــــدا ...

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

پ.ن۱: یکی هست، یکی هست، یکی هست و یکی نیست..

یکی نیست، یکی نیست،
یکی نیست، یکی نیست..


ــ از طرف اونی که هست به اونی که نیست !



 

پ.ن۲: تازه دارم معنی تنفر از همه چیز و همه کس رو می فهمم !

 

 

 

              

+نوشته شده در پنجشنبه 27 تیر1387ساعت14:0توسط .·´¯`·«متین»·´¯`·. | |

 

خستگى‌هايت را

دوست دارم..

سردرگمى‌هايت،

اخم هايت،

نا آرامى‌هايت،

دردهايت..

اينكه قلبم را براى شنيدنشان كوچك ندانستى..

و نمى‌داني..

خيلي وقت است كه به جاي گوشم،

در قلبم فرود مى‌آيند

و

اين

يعنى

آرامش مطلق..!

مى‌توانم تك تكشان را فوت كنم..

خاموش مى‌شوند..

خاموش ِ خاموش!

^ خوشحالم از اينكه هستى..!

^ خوشحال .. به معناى واقعى!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

پ.ن: دیگر می ترسیم بگوییم "دوستت دارم" ،

 

 آخر به اطمینان هم (دیگر) اطمینانی نیست...

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 19 تیر1387ساعت17:57توسط .·´¯`·«متین»·´¯`·. | |

 

 

گذشتن اون روزایی که من انقدر حال و حوصله داشتم،

 

که به شوخی های بی مزه ی یکی بخندم..

گذشتن
روزایی که من انقدر حس و حال داشتم،

 

که شوخی های بی مزه بکنم که یکی بخنده..

گذشتن روزایی که من انقدر حال و حوصله داشتم،

 

که یه ساعت پای تلفن شر بگم و ور بشنوم..

گذشتن روزایی که انقدر حس و حال بود ،

 

که شبا پشت سرهم شر بفرستم و ور دریافت کنم..

گذشتن روزایی که
تاریخ تولد ها یادم می موند..

گذشتن اون روزایی که
می شد به کسی فکر کرد..

گذشتن روزایی که حس و حال خیال بافی کردن بود..

گذشتن روزایی که قوه ی تخیلی بود..

گذشتن روزایی که می شد
الکی خوش بود..

گذشتن اون روزایی که حسی بود..

گذشتن روزایی که حوصله ای بود..

این روزا من حتی
حس و حال ندارم که از بی حس و حالیم بنویسم..

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن۱: بعضی وقتـــا ؛ مــــاه پشت ابـر ؛ زیبا تره ... !

به عبارت دیگه  ؛

گاهی ؛ عجب درد شیرینیست درد خُـماری !

 

پ.ن۲: - خــــداحافظ -

 

کلمه قشنگی است اگر:

 

به موقع بگوییمش..

 

 

پ.ن۳: آهنگ FaReWell از 0111..

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 12 تیر1387ساعت18:14توسط .·´¯`·«متین»·´¯`·. | |

 

در اين زمانه

 

چيزي كه زياد است بهانه..

 

تو اما،

 

بي جهت دنبال بهانه مي گردي..

 

فقط كافيست؛

 

فقط كافيست بگوئي برو..

 

مي روم و نمي مانم..

 

قسمت كه باشد،

 

به هم مي رسيم؛

 

حتي شده در گورستان..

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

پ.ن۱: مگه این آدما می ذارن عوض شم ؟؟؟؟؟

 

 

 

پ.ن۲: الان فقط یه میله آهنی بلند می خوام با یه عالمه شیشه..

همین؛

لذت خورد شدن اش رو می خوام و اون صدای.. لعنتی رو..

 

 

 

پ.ن۳: نمونه بازر یه آدم دیوونه به تمام معنام که پیش روتم ، تو ساختی منو ،

 

آروم آروم ساختی منو ..

 

بهت تبریک می گم ، موفق شدی !

 

 

                  

 

+نوشته شده در پنجشنبه 6 تیر1387ساعت0:52توسط .·´¯`·«متین»·´¯`·. | |

 

 

ما رو ببخشین آقای کمری (camry) سوار!

 

ما آدمای نادونُ ببخشین که وقتی شما سوار کمریتون ،

 

بدون راهنما و یهو می پیچین ،

 

ناراحت می شیم و خدای نکرده بوق می زنیم!

 

ما رو ببخشین که فکر می کنیم شما هم باید مثه بقیه راننده ها،

 

موقع پارک کردن گوشه خیابون فاصله مناسبُ رعایت کنین تا بقیه بتونن رد بشن!


 

اصلا ما چقدر پر توقعیم! با یه مشت ماشین درب و داغون پژو و پراید ،

 

چه انتظارا که از شما نداریم!!

 

 

ما رو ببخشین آقای کمری (camry) سوار!

 

ما رو ببخشین که وقتی شما تو اتوبان رانندگی می کنین ،

 

هوس رفتن به لاین سرعت به سرمون می زنه!

 

ما رو ببخشین اگه پشت سر شما چراغ می زنیم

 

و می خوایم زبونم لال از شما سبقت بگیریم!

 

اصلا ما چقدر پرروییم! ما خیلی پرروییم که خودمونُ با شما مقایسه می کنیم!!

 

 

 

ما رو ببخشین آقای کمری (camry) سوار!

 

ما رو ببخشین که از دوبله و سوبله پارک کردن شما دلخور می شیم!

 

یا از اینکه وسط خیابون ترمز می کنین و با خیال راحت آدرس می پرسین!

 

ما رو ببخشین اگه حواسمون نیست که وقتی شما وارد خیابونی می شین ،

 

دیگه اون خیابون یکطرفه نیست و روم به دیوار اخمامون تو هم می ره!

 

ما رو ببخشین که انتظار داریم شما هم مثه بقیه راننده ها،

 

به قوانین رانندگی احترام بذارین!

 

 

اصلا ما چقدر نادونیم! مگه نمی دونیم که این قوانینُ فقط برای ما نوشتن نه شما!

به هر حال شما که بزرگوارین آقای کمری (camry) سوار!

 
ما رو ببخشین!!

 

     

 

+نوشته شده در پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت17:59توسط .·´¯`·«متین»·´¯`·. | |

 

جمعه ی ساکت

جمعه ی متروک

جمعه ی چون کوچه های کهنه، غم انگیز

جمعه ی اندیشه های تنبل بیمار

جمعه ی خمیازه های موذی کشدار

جمعه ی بی انتظار

جمعه ی تسلیم

خانه ی خالی

خانه ی دلگیر

خانه ی دربسته بر هجوم جوانی

خانه ی تنهایی و تفأل و تردید

خانه ی پرده، کتاب ، گنجه ، تصاویر

آه، چه آرام و پر غرور گذر داشت..

زندگی من چو جویبار غریبی،

در دل این جمعه های ساکت متروک

در دل این خانه های خالی دلگیر

آه، چه آرام و پرغرور گذر داشت..

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

پ.ن۱: ذهن  من شبیه یه کلویید پایدار می مونه !

حرفات مثه یه محلول الکترولیت ،

همین که وارد ذهنم میشه،

آرامش این کلویید رو بر هم می زنه..

و بهم می ریزه این ذهن  بیچاره رو..

بهم می ریزه منو..

 

پ.ن۲: می گویم هر طور راحتی..

 

می گوید اینطور راحتم..

 

و فکر می کنم من چگونه راحتم؟!

 

 

پ.ن۳: کدوم نظریه رو می پسندی؟

 

 ۱) بزرگ شدن و عاشق شدن ۲) عاشق شدن و بزرگ شدن

 

 

+نوشته شده در جمعه 24 خرداد1387ساعت0:13توسط .·´¯`·«متین»·´¯`·. | |

 

 

این روزا شدم اشک و آه برا خودم..

 

و یه نقاب لبخند برا اهل خونه..

 

هیشکی نیس منو از این حال در بیاره؟

 

یکی که دستامو تو دستاش بگیره برا یه لحظه فقط،

 

یکی که شونه شو بهم تعارف کنه فقط برا یه بغض..

 

یکی که پیشم بشینه قد یه لبخند..

 

هیشکی نیس..

 

هیشکی..!

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

پ.ن۱:کاش می شد یه سری چیزا واسه همیشه خاک بگیرن!

پوسیده بشن...

زیر بار فراموشی له بشن...

اما مگه دل راضی می شه ؟!

 

پ.ن۲:اگه می دونستم

به نبودنم عادت کردی

هیچ وقت بودنمو

ــ زنده بودنمو ــ

به رُخت نمی کشیدم !

 

پ.ن۳: امتحانام داره شروع مي شه..

تا 23 خرداد خداحافظ!

 

           

   

+نوشته شده در دوشنبه 23 اردیبهشت1387ساعت14:59توسط .·´¯`·«متین»·´¯`·. | |